عاشقانه...
بیتوته کوتاهی است جهان در فاصله گناه و دوزخ
خورشید همچون دشنامی بر می آید
و روز ، شرم ساری جبران ناپذیری است.
آه ، پیش از آنکه در اشک غرقه شوم چیزی بگوی...
درختان ، جهل معصیت بار نیاکانند و نسیم ، وسوسهئی است نابکار
مهتاب پائیزی کفری است که جهان را می آلاید.
چیزی بگوی پیش از آنکه در اشک غرقه شوم چیزی بگوی...
هر دریچهِ نغز بر چشم انداز ِ عقوبتی می گشاید .
عشق رطوبت چندش انگیز پلشتی است و آسمان سر پناهی ،
تا به خاک بنشینی بر سرنوشت خویش گریه ساز کنی !!!
آه ، پیش از آنکه در اشک غرقه شوم چیزی بگوی
هر چه باشد ...
چشمه ها از تابوت می جوشند و سوگواران ژولیده آب روی ِ جهانند.
عصمت به آینه مفروش که فاجران نیازمندترانند.
خامش منشین خدا را پیش از آنکه در اشک غرقه شوم
از عشق چیزی بگوی
احمد شاملو