وقتی تصمیم به نوشتن گرفتم، اولین شرطم با خودم این بود که کپی پیست کردن ممنوع. اما حدود دو ماه میشود که توان نوشتن ندارم و فقط برای خالی نبودن این صفحهی تکراری چند مطلب خواندی و کپی شده گذاشتم....
نمیدونستم وقتی آدم کلی حرفهای نگفته داره ساکت میشه... ساکتِ ساکت، خاموش و بیصدا.
همیشه به اینجا که میرسیدم فریاد ایکاش ایکاشم هوا میشد و کلی از قصههامو تو یه خط خلاصه میکردم، کلی غصههامو فریاد میزدم. اما حالا چِکنم؟! فکر کنم مجبورم بازم صبر کنم، شاید روزی بیاد، شاید بشه نوشت...
نوشتن بعضی چیزا سخته!!!!
نوشتههای کپیپیستی رو آرشیو کردم که جلوی چشام نباشه