سفارش تبلیغ
تحریم المپیک لندن
بهمن - دنیای امروز ما
   1   2      >

کشاورزی چینی اسب پیری داشت که از آن در کشت و کار مزرعه‏اش استفاده می‏کرد.
یک روز اسب کشاورز به سمت تپه ها فرار کرد. همسایه‏ها در خانه‏ی او جمع شدند و به خاطر بدشانسی‏اش به همدردی با او پرداختند. کشاورز به آنها گفت: شاید این بدشانسی بوده و شاید خوش‏شانسی، فقط خدا می‏داند.
یک هفته بعد، اسب کشاورز با یک گله اسب وحشی از آن سوی تپه‏ها برگشت. این بار مردم دهکده به او بابت خوش‏شانسی‏اش تبریک گفتند. کشاورز به آنها گفت: شاید این خوش‏شانسی بوده و شاید بدشانسی، فقط خدا می‏داند.
فردای آن روز وقتی پسر کشاورز در حال رام کردن یکی از اسب‏ها بود، از پشت اسب افتاد و پایش شکست. این‏بار همسایه‏ها که برای عیادت پسر کشاورز آمدند، گفتند: چه آدم بدشانسی هستی! کشاورز باز هم جواب داد: شاید این بدشانسی بوده و شاید خوش‏شانسی، فقط خدا می‏داند.
چند روز بعد سربازان ارتش به دهکده آمدند و همه‏ی جوانان را برای خدمت در جنگ با خود بردند، به‏جز پسر کشاورز... این بار مردم با خود گفتند: شاید این خوش‏شانسی بوده و شاید بد‏شانسی، فقط خدا می‏داند!


چندی است داستان‏های کوتاه می‏خوانم. این داستان نگاهم را به حوادث کمی صیقل داد. برای همین نقلش کردم.
نکته‏ای که به نظرم می‏رسد این ‏است که آن کشاورز به پدیده‏ها نگاهی مثبت در راستای سرنوشت داشته است، برای همین اگر رخدادی بر خلاف زندگی روزمره‏اش اتفاق می‏افتاده آنرا قبول و پذیرا می‏گشت و لب به سخن اعتراض و شکوه نمی‏گشود... و پاداش برای صابران این‏گونه است.
نگاه مثبت به هر پدیده و حرکت به سوی کمال و پیشه کردن صبر، باعث می‏گردد که هستی با ما هماهنگ و هم‏آوا گردد و هر شی‏ و ذره‏ای ما را یار و یاوری باشد برای رسیدن به حقیقت و سعادت
.


آسمان ::: سه شنبه 1/11/87::: ساعت 12:41 عصر
نگاری بر دل: نگاشته

شما فقط ما را رد صلاحیت نکنید، ما هم رای‏هایمان را به شما می‏بخشیم.
این آخرین چانه‏زنی سیاسی نامزدهای اصلاح طلب مجلس بود... آن‏هم به کمک آقایان خیلی خیلی خاص


دموکراسی را فراموش کنید


آسمان ::: یکشنبه 28/11/86::: ساعت 7:40 عصر
نگاری بر دل: نگاشته

ناگهان به ذهنم رسید
که امشب
نامه های عاشقانه قدیمی ام را باز کنم
و دوباره بخوانم
نمی دانستم که با آتش بازی می کنم
دقیقه ای نگذشته بود از خواندن
که انگشتهایم سوختند
بعد از دو دقیقه
چراغی که با نور آن نامه را می خواندم ،سوخت
بعد از سه دقیقه
پتوی رختخوابم آتش گرفت و لباس خوابم
و از من چیزی جز تلی از خاکستر نماند.
نمی دانستم که نامه های عاشقانه
ممکن است به بمبهای ساعتی تبدیل شوند
و اگر به آنها دست بزنم منفجر می شوند
نمی دانستم که عبارتهای عاشقانه
ممکن است به گیوتینی تبدیل شوند
نمی دانستم که انسان
با خواندن نامه عاشقانه
می تواند زندگی کند
واگر دوباره آنها را بخواند
ممکن است بمیرد.
عجب حماقتی مر تکب شدم
برداشتن سر پوش آتشفشان!!!
آتشفشانی که
سالها خاموش است
وارد عجیب ماجرا جویی شده ام
هنگامی که غول را از چراغ جادویش بیرون آوردم
مرا یک لقمه گاز زد
چون سیب .
آیا ممکن است زنی با نامه های عاشقانه اش
خود کشی کند
آیا ممکن است که با اراده خویش
خود را زیر چرخ اتوموبیل ها بیندازد
حروف افسونگر
و کلمات جنون آمیز
آیا ممکن است با خونسردی تمام
خود را بکشد
غرق کند در دریایی از مداد آبی
این همان کاریست که
امشب من انجام دادم
و آتش را بر ذهنم گشودم
و شیطان را از خوابش بیدارکردم
ای پنهان آشکار
در زمان و مکان
خواندن نامه ام بعد از گذشت سالها از رفتنت
قتلگاه حقیقی است
و این منم که از تجربه خون آلودم
بیرون می آیم
چنان مرغی سرکنده..


ارسالی گلناز خانوم


آسمان ::: شنبه 27/11/86::: ساعت 12:0 عصر
نگاری بر دل: نگاشته

دیدم که عشق را خرید و فروش کردند، به ریالی و بوسی
دیدم عشق‏های آتشین کور شدند و طفلان آن را به سخره گرفتند
دیدم دختری را با ده عروسک خرسی و چند شاخه رز سرخ
دیدم پسری که آغوش گشوده تا طعمه‏ای به‏چنگ آورد برای شام عاشقی‏ش
دیدنی را شما هم دیده‏اید
ای کاش نمی‏دیدم، ای کاش هیچ نمی‏دیدمی، ای کاش...


والنتاین روز عشق است پس بر فروشندگان عشق حرام باد و بر خریدارانش حرام‏تر. ای کاش عشق آلوده نمی‏شد.
آنگاه که کلام به حرف درآید عشق هم بچه‏بازی می‏شود.


آسمان ::: پنج شنبه 25/11/86::: ساعت 9:43 عصر
نگاری بر دل: نگاشته

روز والنتاین (به انگلیسی: Valentine"s Day) (روز عشاق و یا روز عشق ورزی) عیدی در روز 14 فوریه (25 بهمن‌ماه) است که در بعضی فرهنگ ها روز ابراز عشق است.


این ابراز عشق معمولاً با فرستادن کارت والنتاین یا خرید هدایایی مانند گل سرخ انجام می‌شود. سابقه? تاریخی روز والنتاین به جشنی که به افتخار قدیس والنتاین در کلیساهای کاتولیک برگزار می‌شد، باز می‌گردد.
تاریخچه کامل و دقیق ولنتاین در دست نیست و آنچه از پیشینه این روز می‌‌دانیم با افسانه درآمیخته است. امروزه
کلیسای کاتولیک به این نتیجه رسیده است که حداقل سه قدیس به نام والنتاین وجود داشته‌اند که همگی به شهادت رسیده اند، به همین دلیل چندین افسانه سعی در بازگوئی تاریخچه این آئین دارند.
روایت مشهور:
در سده سوم میلادی که مطابق می‌شود با اوایل شاهنشاهی ساسانی در ایران، در روم باستان فرمانروایی بوده‌است بنام کلودیوس دوم. کلودیوس عقاید عجیبی داشته‌است از جمله اینکه مردان مجرد نسبت به آنانی که همسر و فرزند دارند سربازان جنگجوتر و بهتری هستند. از این رو ازدواج را برای سربازان امپراتوری روم قدغن می‌کند. کلودیوس به قدری بی‌رحم وفرمانش به اندازه‌ای قاطع بود که هیچ کس جرات کمک به ازدواج سربازان را نداشت. اما کشیشی به نام والنتاین (والنتیوس)، مخفیانه عقد سربازان رومی را با دختران محبوبشان جاری می‌کرد. کلودیوس دوم از این جریان خبردار می‌شود و دستور می‌دهد که والنتاین را به زندان بیندازند. والنتاین در زندان عاشق دختر زندانبان می‌شود. با توجه به آنچه که در افسانه آمده کشیش ولنتاین برای او نامه‏هایی نوشته و آنها را با نوشتن «از طرف ولنتاین تو» (From Your Valentine) امضاء کرده است، اصطلاحی که تا به امروز مورد استفاده قرار گرفته و به وفور بر روی کارتهای ولنتاین مشاهده می‌‌شود. سرانجام کشیش به جرم جاری کردن عقد عشاق بر خلاف قانون کلودیوس دوم اعدام می‌شود. بنابراین او را به عنوان فدایی و شهید راه عشق می‌دانند و از آن زمان والنتاین تبدیل به نمادی برای عشق شده است.
شهرهای منتسب به والنتاین قدیس
بر اساس باورهای کنونی، بقایای والنتاین قدیس که در قرن19میلادی در قبرستانی باستانی در ایتالیا کشف شد هم‌اکنون در سه شهر رم، دوبلین و گلاسگو نگهداری می‌شود. بخشی از این بقایا پس از انتقال به یک تابوت طلایی توسط پاپ گرِگوری شانزدهم به کلیسای کاتولیک وایت فرایر در دوبلین پایتخت جمهوری ایرلند اهدا شد. بخش دیگری از این بقایا که گفته می‌شود شامل استخوانهای والنتاین قدیس هم هست توسط یک خانواده متمول فرانسوی در قرن 19 به کلیسای فرانسیس مقدس در شهر گلاسگو در اسکاتلند منتقل شد. خارج از حلقه‌های مذهبی از مردم عادی کمتر کسی از وجوداین بقایا در شهر اطلاع داشت تا اینکه در سال 1999م به انتقال این بقایا به کلیسای دیگری به نام The Blessed John Duns Scotus گرفته شد. این اقدام توجه گسترده‌ی رسانه‌ها و به طبع آن عموم مردم را به دنبال داشت به‌طوری که شهر گلاسگو به خاطر میزبانی والنتاین قدیس شهر عشاق لقب گرفت و از سال 2002 شهر در روز والنتاین میزبان فستیوالی به نام فستیوال عشق می‌باشد.
رسوم والنتاین:
در کشورهای اروپایی و امریکائی دادن شکلات به عنوان هدیه روز والنتاین از شهرت خاصی برخوردار است. تزئین شکلات و پختن انواع ان نیز از اداب این روز به شمار می‌رود. از نظر علمی هم ثابت شده‌است که خوردن شکلات دات یا همان سیاه میزان عشق را در انسان بالا می‌برد البته نه مصرف بی رویه آن.
در فرهنگ ایرانی:
در ایران باستان، نه چون رومیان از سه قرن پس از میلاد، بلکه از چند هزاره پیش از میلاد، جشن هایی برای ابراز مهر و وفاداری و عشق بوده‌است. این جشن ها که خوشبختانه هنوز زنده هستند و بین ایرانیان شناخته شده اند سیزده بدر، مهرگان و اسفندگان یا سپندارمذگان هستند. در گاهشماری ایرانی تاریخ این جشن ها بدین ترتیب است : سیزده بدر = تیر روز از فروردین ماه (13 فروردین) مهرگان = مهر روز از مهر ماه (16 مهر) اسفندگان = سپندارمذ روز از اسفندماه (5 اسفند) در واقع سه جشن هزاره ای به جای یک جشن چند سده ای با پیدایش نا مشخص و افسانه ای. که اسفندگان یا سپندارمذگان دقیقا چند روز پس از روز والنتاین رومی است. سپندارمذگان جشن گرامیداشت زمین و زن و روز مهرورزی به مظاهر مهر و فروتنی است. در این روز مردان به زنانان خود، با محبت هدیه می‌دادند و زنان و دختران را از کارهای روزمره معاف کرده بر تخت شاهی می نشاندند و از آنها اطاعت می‌کردند.
اخیرا گروهی از دوستداران فرهنگ ایرانی پیشنهاد کرده‌اند که به خاطر اختراع نمودن کلمات نامانوس جدید فارسی و هویت دادن به فرهنگ هخامنشی خود و به منظور حفظ فرهنگ ایرانی به دور از ارزش دادن به فرهنگ قوم‏های دیگر به غیر از فارسی سپندارمذگان بجای والنتاین به عنوان روز عشق گرامی داشته شود.
منبع: دانشنامه ویکی‏پدیا


آسمان ::: پنج شنبه 25/11/86::: ساعت 9:31 عصر
نگاری بر دل: نگاشته

وقتی وقاحت به نهایت خود می‏رسد همان بِه که احمق باشم! واقعاً... می‏خواهم فریاد بزنم


آسمان ::: دوشنبه 22/11/86::: ساعت 12:16 صبح
نگاری بر دل: نگاشته

مدت‏ها بود هوس گریه کرده بود دلم، اما گویی خشکیده بود باران غم. جای‏تان خالی امشب تو سینما کلی صفا دادم صورت خشکیده‏ام را.


آسمان ::: شنبه 20/11/86::: ساعت 11:57 عصر
نگاری بر دل: نگاشته

نمود دوست داشتن چیست؟ چگونه دوست داشتنی می‏شود؟ دوستی چیست؟ عشق چیست؟
چرا این چند وقت آدمها اینقدر تغییر کردند؟ چرا آدمها این چند روزه اینقدر تنها شدند؟ چرا آدمها از هم دور می‏شوند؟!


آسمان ::: شنبه 20/11/86::: ساعت 11:40 عصر
نگاری بر دل: نگاشته
چراغ سبز زندگی به‏ناگاه زرد می‏شود اما قرمز شدنش را کس باور ندارد
آسمان ::: شنبه 20/11/86::: ساعت 4:13 عصر
نگاری بر دل: نگاشته

خون گریستن هم درد مرا دوا نمی‏کند       دل بی‏تاب مرا مرگ هم آرام نمی‏کند
زنده‏ام در میان مردگانِ زنده نما، آخر تا به کِی خود را به حماقت زنم؟!


آسمان ::: شنبه 20/11/86::: ساعت 1:6 عصر
نگاری بر دل: نگاشته
   1   2      >