گاهی ذهن آنقدر درگیر یک مسئله میشود که از همه چیزش باز میماند و تا جواب خویش را نیابد باید بایستد و صبر کند تا جوابی شایسته بگویندش و توشه بر دوش گیرد و باز رود تا در گذرگاهی دیگر....
برای خودم هم سوال بسیار جدی بود که چرا نگاه ما عدالت محور و آن بزرگ کریم، کرامت مدار بود!!!؟
باز گفتِ استادی چنین بود که: خدا با آدمی بسیار کنار میآید و بر خطاهایش سخت نمیگیرد...
این گفته مرا وادار به تاملی دیگری کرد...
در دوران اساطیری این چنین نبوده است که. هنگامی که خدا خشمگین میشده تمامی آنچه در زمین مستقر نموده را نابود و به جای آن نسلی دیگر جایگزین میکرده. نمونههای زیادی را میتوان از همهی اقوام ذکر کرد و روشنترینِ مثلها طوفان نوح. یعنی در آن زمان بلایای طبیعی همچون دهانی گشوده تمامی گنجها را میبلعید و اثری بر جای نمیگذاشت. اما امروز کمتر شاهد آن هستیم که این بلایا به قهر خدا نسبت به وارثین زمین اطلاق شود، حتی میشود و میتوان گفت که انسانِ امروزی بر بسیاری از این خشمها پیروز آمده و در جدالی نابرابر در این کشاکش کمی پیشی گرفته است!
پس از این مقدمه نسبتاً طولانی به موضوع کرم و عدالت باز میگردم.
خُب اگر فرض بر آن باشد که عدالت خداوندی باید رعایت شود کل هستی باید نظامی یکسان و هماهنگ داشته باشد که خود ِ این چرخه و سیکل زیست محیطی جهان را بر هم میزند.
اگر بگوییم در یک شرایط یکسان عدالت باید رعایت شود -عدالت کبرایایی نه انسانی- آن هم غیر ممکن مینماید چون هیچ انسانی را نمیتوان یافت که شرایط یکسان و همترازی داشته باشد.
مثال زیبای استاد باز یادم میآید که میگفت: خداوند کرمش را به آدمی میباراند چون قطرات باران بر گلستان...
مسئله عدالت خداوندی نفی نیست بلکه عدالتش متناسب با ظرفیت هر انسان متغیر است و البته کرامتش.
شما دوست دارید کریم باشید یا عادل؟؟؟؟