سفارش تبلیغ
کیف موبایل Angry Birds
یک کیف موبایل شیک و جذاب با برند معروف و با کیفیت Golla، دارای جای هندزفری و کارت اعتباری
دستبند بلوتوث ویبره
وقتی گوشی شما زنگ بخورد شماره تماس طرف مقابل روی دستبند نمایش یافته و دستبند می لرزد.
اسپیکر فلش‌خور
اسپیکر شارژی کوچک دارای ورودی usb برای پخش فلش مموری و فایل های microSD
دستبند بلوتوث ویبره
اردیبهشت - دنیای امروز ما
   1   2   3   4      >

یقیناً افکار فاسد, جسم شما را مسموم می کند.



افکار

آسمان ::: پنج شنبه 31/2/88::: ساعت 5:10 عصر
نگاری بر دل: نگاشته

اگر به شما بگویند، یکی از دوستان صمیمی‏تان یا یک فامیل که مدتی از او بی‏خبر بوده‏اید فوت شده چه می‏کنید.
کسی که به یادش بودید اما فرصتی برای صله نداشتید!!!
واقعا چه زود دیر می‏شود....
افسوس
فاصله میان بودن و نبودن آنقدر کوتاه‏ست که فرصتی برای جبرانش نیست و نه بازگشتی!
تمامی این‏ها را گفتم که به خود یادآوری کنم بیدار شو، زمان اندک است.
مرگ می تواند به معنای هر پایانی باشد، پایان فصلی و برگی از روزگار


شاید آنطرف هیچ خبری نباشد


آسمان ::: چهارشنبه 30/2/88::: ساعت 12:56 صبح
نگاری بر دل: نگاشته

31 فروردین که شد باید برای این‏خانه جشنی می‏گرفتم که به‏یاد آورم چه زود 2سال گذشت. اما نشد که نشد... نمی‏دانم چرا دلم گرفت، شاید هم دلتنگی است که اینطور مرا خاموش کرد. برای کسانی که آمدند و من به دیدارشان می‏رفتم اما امروز نه آنها می‏آیند و نه من سراغی از ایشان می‏گیرم.
فکر کنم خانه تکانی اول باید کرد، بعد جشن گیرم... چه دیر است!!!


آسمان ::: یکشنبه 6/2/88::: ساعت 10:54 صبح
نگاری بر دل: نگاشته

از کدامین کلامِ نادانسته می‏توان دانسته‏ها ساخت!! از بودن، شدن، گشتن یا که رفتن... در تنهایی و غربت صدایی در می‏ربایدم که اینجاترَک بیا و من چه ساده‏لوحانه باور دارم بالفعل شدنم را.


آسمان ::: یکشنبه 6/2/88::: ساعت 10:42 صبح
نگاری بر دل: نگاشته
قندیلهای چندش آور شعور
در ظلمتی بس عظیم تر از کوه نور
آویخته از ترنم اعتماد
بر گستره سرخ آتش نور
هوا گرگ و میش، سیاه سیاه تا مانده اندکی سپید
اشکهای ترشیده بخت شمع،
زندگی را حسرت به دل می گریند، آهسته... آهسته...
قلبهای خیانت دیده به خلوت کوچه های بی کسی،
عشق را دستفروشی می کنند
و این دستفروشان در کسادی بازار بیاد ایام خوشی که نداشتند،
بیهوده خوشند
دانایی در قمار سینه دانایان جان می بازد...
باختنی تا مرز ساختن...
ساختن پیله ای بنام تنهایی... هوشیاری...
و اندیشه ها کز کرده در کنج بستر گندیده سکون
بر سوگ امتداد لحظه ها دیوانه وار می خندند
هوا گرگ و میش، سیاه سیاه تا مانده اندکی سپید
رعیت سرگرم پرستش تجربه
موعظه کاهن دیر چنین است:
چوپانان همه دروغگویند
ای گرگها، گوسفندان را به جرم دروغ چوپانان بدرید
فریادهای تهمت خورده چوپانان
گرگهای میراث خورده دروغ
آروغهای ترشیده دوغ
وحشتهای سیال بی امان و بی فروغ
همکلام با بیداد بی دریغ موعظه کاهن
دست در دستان هم
خدا را به جرم بت پرستی بت پرستان
محکوم به یگانگی کردند
و دلهره های لخت و عریان دخترکان پدر دریده را
محرم چشمان نامحرم خدایان سنگی پول و سرمایه!!!
رقص، رقص انتحار است در پیشگاه اقتدا
و جبر، تحمیل اقتدا است بر بام فرو ریخته اقتضاء
آه که چه بی دغدغه دست نیاز مادران کودک گرسنه را
با شعار « فقط نقد » بدست تندباد وحشی فقر می سپاریم
و شب هنگام دستان پرمان را رو به درگاه خدا برده
و شکر گویان فردایی پرتر را طمع می ورزیم
افسوس که سهم رخسار بی نوایان، از این همه طلا فقط رنگ آن است
شاید شبی به تبی سکه های سیاه مش اصغر
به برکت دعای خیر کاهن پیر، طلا گردد
شاید روزی آسمان به زمین فرود آید
شاید این نغزهای بی مغزی که کنون می خوانید
دگر بر شعور و عقل نشورند
و شاید قانونمندان قانون شکن
خود روزی گرفتار قانون، قانون شکنی شوند
به امید این بایدها و شایدها که روزی به تنومندی باور برسند
تا رسم خیال از دامن مادر عشق بروید.

آسمان ::: جمعه 3/3/87::: ساعت 12:49 عصر
نگاری بر دل: نگاشته

اگر غم را مجالی بود بر زیستنی چنین سخت
                                       مرا لبخندی بس
اگر لحظه‏ها را بر دست می‏فشردم
                                       قطره آبی سرد مرا بس
اگر شرم بر حضورم سایه‏ای داشت
                            خورشید را نه
                                       نور شمعی خاموش بس
اگر بر دردهایم تریاک باید
                                        مرا تک سلامی بس
اگر پرسید گذر کردم از این شهر
                گویم راهِ بی‏پایان را
                                       گاه یک قدم می‏شود بس
اگر گویند کدام قول را خوانده‏ای
                                       گویم لختی نگاه هست بس
بر قول من نباشید خاموش و منتظر
                 آگه نیستم از سرّ کلام
                                       همین یک جمله مرا بس


آسمان ::: چهارشنبه 11/2/87::: ساعت 5:22 عصر
نگاری بر دل: نگاشته

دوست عزیز ، مدیر وبلاگ آدمک‏ها در چند روز گذشته تیغ سانسور پارسی بلاگ خیلی برنده شده است. نمی‏دانم دلیل آن چیست. ترس از حکومت! یا نظارت نظام! یا تهدید آنها برای عدم فعالیت شما یا هر دلیل دیگر.


چند وبلاگ قصد کوچ و چند تای دیگر کوچ کرده‏اند که به نظر می‏رسد با تمامی سازمندهی‏های منظم نرم‏افزاری-سخت افزاری باز هم مانند تمام سیستم‏های موجود در ایران ، ضعف مدیریتی شدید و احتمالاً اختلاف نظر در راس پارسی بلاگ وجود دارد. وبلاگ نارکند کوچ کرد و خود من قصد کوچ دارم و احتمالا بسیاری دیگر مثل ما هستند.


هشدار: در آینده نزدیک این سیستم تبدیل به وب‏سایت جنگ و دعای ظهور ، نزول باران و صریح‏تر اینکه وبلاگ‏های متعصبان و خشک مذهبانی تبدیل خواهد شد که از نظر سیستم وبلاگ‏نویسی خود یک فاجعه است.


وبلاگ نویسان دوست دارند در محیطی آرام ، خارج از دغدغه‏های زمان و مکان خود ، آنچه را احساس می‏کنند درست است و ارزش گفتن و شنیدن دارد به رشته‏ی تحریر درآورند ، خواه کسی آنرا بخواند و نظر دهد یا نه (نگاه شخصی من است). نظرات سازنده ، تکمیل کننده‏ی نقاط تاریک نوشته خواهد شد و این است دلیلِ جستجوی دوستان وبلاگ‏نویس. او در جستجوی شهرت ، یافتن دوست مخالف و غیره نیست ، دنبال حقیقت گمشده‏ای است که در ضمیر ناخودآگاهش نقش بسته و هویت پنهانی از او ساخته و پرداخته ، در جستجوی خودی است که در بازی روزگار سرگردان و گمشده‏ی بازی‏گردانان است. او به دنبال محیطی امن و آرام می‏گردد تا دغدغه‏ها و فریادهایش را در آن به هر زبانی بیان سازد نه اینکه به تیغ دیگر جلادی گرفتار آید.


وبلاگ نویس فقط باید متعهد باشد که از الفاظ و عکس‏های رکیک و مستهجن استفاده نکند (تعهد نامه‏ی اخلاقی نه حکومتی و قانونی). زیرا هم سیاست‏مداران و هم حکومت مداران و زمام‏داران و هم دولت‏مردان باید اینجا مورد نقد و بررسی و تحلیل قرار گیرند در جای دیگر که وای ، طرف را سه ماه ناپدید میکنند!!!.


دو متن زیر در همین راستا می‏باشد. لطفاً پس از مطالعه نظر دهید.


آسمان ::: چهارشنبه 2/3/86::: ساعت 2:6 عصر
نگاری بر دل: نگاشته
خوب ، معنی این پست هر چه می‏خواهد باشد و شما هر چه دوست دارید برداشت کنید. وبلاگ کامپیوتر دوباره مجوز فعالیت گرفت.
شاید بگویید می‏خواسته بچه‏های وبلاگ و آشناهاش براش دلسوزی کنن ، شاید هم بگین می‏خواسته بگه ما اینیم. ولی حقیقت چیز دیگری است که گفتنش را شایسته نمی‏بینم. ولی آنقدر حدیث دارد که 30سال نوشتنش طول می‏کشد و گر سینه‏ای هر زخم خورده‏ای یا سرد و گرم روزگار چشیده‏ای را بگشایی هیهات هیهات.
حدیث عشق خواهم ، شاید غزلی از حافظ یا دوبیتی از خیام تسکینم داد ، شاید هم کامنت‏ها شما و شاید هم ادامه فعالیت تازه‏های دنیای دیجیتال خونی بودن در رگهای خشکیدم.
یقین است که پایان شب سیه سفید است.
بهر حال عدم رعایت قوانین یک مجموعه دو راه پیش پای فرد قرار می‏دهد ، یکی ترک محیط و دیگری سعی در ترقی سازمان. اینجانب از هم اکنون تمامی سعی خود را برای رشد و توسعه و بالندگی خود ، هم‏میهنان ، هم‏کیشان و تمامی انسان‏ها بکار خواهم بست و از پای نخواهم ایستاد. هر چند قطره‏ام لیک قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود.
آرزویم دیدن همه نوع انسان در یک جامعه پاک در کنار هم با حفظ حریم های شخصی فردی و احترام به حریم دیگران است. این است معنای آزادی و آزاد اندیشی.

آسمان ::: سه شنبه 1/3/86::: ساعت 1:2 صبح
نگاری بر دل: نگاشته

اعتراض به مسدود شدن وبلاگ
چه زود دیر شد


سلام به همه‏ی دوستان در پارسی بلاگ
وبلاگ تخصصی کامپیوتر اینجانب در پارسی بلاگ به تیغ جلادی سپرده شد. (
www.newsoft.parsiblog.com ) دلیل آن هم فقط می‏تواند معرفی سایت‏های عبور از فیلترینگ حکومتی باشد. بهر حال شاید این هشداری بود برایم ، تا نگاه مرا برای بار دوم متوجه سیاست‏های پشت‏پرده سیستم پارسی‏بلاگ نماید. این آخرین پست من در این سیستم خواهد بود ولی قبل از حذف وبلاگ لازم دانستم نکات زیر را به آزاد اندیشان و اهل دل و معرفت گوشزد سازم.
1- سیستم مدیریتی وبلاگ تحت نظارت عوامل نظام اداره می‏شود.
2- تمامی پست‏ها و مشخصات شما در سیستم اطلاعاتی ذخیره و روزی بر علیه شما استفاده خواهد شد.
3- در اینجا ما فقط بازیچه عواملی در خارج از حوزه‏های بینشی قرار گرفته‏ایم.
4- هدف از این وبلاگ فقط نگاه مثبت به زندگی شخصی و فردی بوده است و فارغ از جناح بندی‏های سیاسی-حکومتی مطالبی در حد فهم و درکم می‏نگاشتم ، همچنین معلوم نیست کی و کجا دوباره هم را بیابیم. از دعای خیرتان محرومم نسازید
5- از تمامی اهل اندیشه‏ی غیر حکومتی خواستار حذف وبلاگ‏ها و مطالب‏شان هستم نه به عنوان اینکه خود اینکار را می‏خواهم یا ضربه‏ای به سیستم پارسی‏بلاگ وارد سازم ، فقط به دلیل ترس از سوء استفاده و سوء تعبیرهایی که ممکن است از دست‏نوشته‏های شما انجام بگیرد.
روزهای خوبی در کنار شما سپری شد. این وبگاه اول خرداد حدف خواهد شد (ماهی که همه زیبایی بود به پایان آمد).
* منظور از موارد 1و2 این نبوده که افراد در این مجموعه حکومتی یا اطلاعاتی و یا وابسته به جایی هستند ، این بزرگ نمایی‏ها فقط در جهت نفی آن گونه نگاه‏ها صورت گرفته است و قصد اهانت و توهین نداشته‏انم.
همچنین در قسمت نظرات مسایل بسیار خوبی بیان شد که مطالعه‏ی آن ارزش دارد. بجز این پاراگراف باقی در حالتی شبیه جنون و عصبانیت محض نوشته شده ، اگر از کلمات به شایستگی استفاده نشده عذر می‏خواهم.


به مدیران
نمی‏دانم منظور از عدم رعایت مقررات پارسی بلاگ یعنی چه!! اگر منظور همان فیلتر شکن های وبلاگ می‏باشد حداقل متن اولیه که در آن دلیل این کار نوشته شده بود را مطالعه می‏کردید. در ثانی در ابتدا می‏توانستید هشداری دهید. ثالثا وبسایت هایی نظیر بازتاب و... فیلتر هستند که هیچ. مبارزه با سانسور اطلاعات وظیفه‏ی همه است و آنان که در راه راه قدم نمی‏گذارند و مبارزه می‏کنند جزیی از گمشدگان هستند. باز هم از مدیر محترم تقاضای رسیدگی دارم و جواب.


آسمان ::: شنبه 29/2/86::: ساعت 11:49 عصر
نگاری بر دل: نگاشته

انشالله که به دوستان و همکارانم در رسانه‏های دیجیتال برنخورد!!!
دیدار عصر از نمایشگاه باعث ناامیدی‏ام شد ، هیچ خبری نبود. خبر که چه عرض کنم ، غرفه‏ها آماده نبودند یا خالی بودند و تعداد بازدید کنندگان به پنجاه نمی‏رسید.
گوشه‏هایی از دیده‏ها و شنیده‏هایم را اینجا می‏نویسم همراه چند عکس که باورتان شود.
آیا چنین نمایشگاه‏هایی در سطح بین‏اللمللی با همین کیفیت و کمیت برگزار می‏شوند!؟


پارسی بلاگ : روز دوم نمایشگاه است ولی هنوز اینترنت‏مان وصل نشده است ، چطور می‏خواهیم و می‏توانیم بزرگترین وبلاگ فارسی شویم؟
یکی از ماموران حراست : از این روزنامه‏ها بردارید ، برای نشستن. جنس کاغذش از مطالب داخلش بیشتر می‏ارزد.


دیروز وزیر چه چیزی را افتتاح کرد!!!
ساعت پنج نشده سالن رسانه‏های مالتی‏مدیا بسته شد. باور کنید!
غرفه‏های بلاگفا و میهن بلاگ خالی خالی بودند.


یکی از فعالان در حوزه‏ی رشد کودکان:
در نمایشگاه کتاب شاید بیشترین بازدید را داشتم. در آنجا به گریم کودکان می‏پرداختیم. بعد از مدتی حراست غرفه‏ی ما را بست چون بازدیدکننده‏ی زیادی داشتیم ، بنام اینکه دارید اشاعه‏ی فساد می‏کنید!. بهر حال با هزار زحمت و اعتراض مردم دوباره به کارمان ادامه دادیم. فردا هم خاله سارا (مجری رنگین کمان) را دعوت کردیم تا برای بچه‏ها جشنی بگیریم. البته اگر مشکلی ایجاد نشود!.


از بازی‏های ایرانی و سطح آن بگذرم.
در مقایسه با نمایشگاه کتاب می‏توان فقط به این نکته اشاره کرد که محیط برگزاری تمیز بود بر خلاف مصلی که از سقف آب می‏چکید و بخش کتاب‏های تخصصی بسیار ضعیف بود و....


یک خبر داغ: دامنه‏ی www.bazkhan.ir به این وبلاگ متصل شده است.


آسمان ::: سه شنبه 25/2/86::: ساعت 9:56 عصر
نگاری بر دل: نگاشته
   1   2   3   4      >