سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
دنیای امروز ما
   1   2      >




مدتهاست که ما پارسی بلاگ را تحریم کرده و از کلبه سیاهش رخت بربسته ایم لیک آنان از جنازه ما نگذشتند و خاطرات سال های قبل مان را نیز به همراه خودمان دفن کردند. این واقعا جای تاسف است برای مدیران پارسی بلاگ که صدای مخالفتی کوچک را تاب نیاورده و آنرا قطع کردند. جالب تر آنکه به قطع صدا بسنده نکرده و تبر جهل بر درخت دانش مردم ایران زمین می زنند. من به عنوان کوچک ترین عضو وبلاگ آدمک ها از تمامی آنان (موافقان و مخالفان) که در این سالها با ما همراه بودند تشکر و سپاس فراوان دارم, خاطرات زیبایی بود. کوته فکران می اندیشند که با قطع کانال ها و ایجاد محدودیت ها می توانند ما را از خویشتن و دیگران دور سازند اما سخت در اشتباهند. فکر می کنند که با حذف وبلاگ آدمکها خاطرات آن, دوستانش, همراهانش را کشتند اما زهی خیال باطل!!!.

آسمان ::: چهارشنبه 12/12/88::: ساعت 4:17 صبح
نگاری بر دل: نگاشته
نقش بخشش در سلامت روح و جسم
مترجم:مهتاب علیمرادی

هنگامی که فردی را می بخشید،در ذهن خود احساس آرامش خاصی می کنید چرا که دست به کاری الهی و روحانی زده اید.بهتر است بدانید شما برای انجام این کار از درون مورد هدایت و راهنمایی قرارگرفته اید.مربی و راهنمای شما همان چیزی است که به صورت ابدی و نامحدود در درون شما وجود دارد و همواره شما را در مسیر صحیح زندگی قرار می دهد.به راستی اگر به ندای درونتان با دقت فراوان گوش بسپارید،مطمئن باشید هیچ گاه به خطا نمی روید.همچنین اگر داستان زندگی خود را با دقت زیر نظر بگیرید متوجه بسیاری از نکات ارزنده می شوید.زندگی شما مملو از لحظات تلخ و شیرین است که همچون کتابی ارزشمند می تواند شما را به سرمنزل مقصود برساند.اکنون یکی ازخاطرات تلخ خود را به یاد بیاورید.سعی کنید همه چیز را رها کرده ببخشید.ترس،خشم،غم و غصه را از خود دور کنید و با سادگی و روشنایی خاصی به مساله نگاه کنیدونفس عمیقی بکشید و کاملا مراقب افکار و احساسات خود باشید.به ندای درونتان بادقت گوش فرا دهید و از خود بپرسید:"به راستی در درون من چه می گذرد،در طی روز به چه چیزهایی فکر می کنم و احساساتم را چگونه کنترل می کنم؟آیا واقعا حقیقتی وجود داردکه باید آن را پیدا کنم؟"بعد از چند لحظه احساس آرامش خاصی می کنید.دراین هنگام است که دیگر اثری ازخشم، نفرت، کینه، سرزنش،قضاوت،تنفر و دیگر خصوصیات منفی در وجودتان پیدا نمی شود و در عوض نور، پاکی و بخشش در عمق وجودتان متبلور خواهد شد.درچنین شرایطی برای زنده شدن روحتان جشن بگیرید و از خداوند تشکر کنید.از این لحظه به بعد اجازه دهید افکارتان چه خوب و چه بد وارد ذهنتان شوند.از این موضوع به هیچ وجه نگران نباشید.این افکار درست مانند امواجی هستند که به ساحل می آیند و به زودی باز می گردند.با هر نفسی که می کشید خوبی ها و پاکی ها را وارد قلبتان کرده و با هر بازدم درد،غم،رنج و تمام آزردگی های روحیتان را از بدنتان خارج سازید.دراین هنگام است که دیدتان نسبت به زندگی مثبت شده و درست تصمیم گیری می کنید.سپس با اختیار کامل افکارتان را مورد ارزیابی قرارمی دهید.و آنهایی را که برای آرامش روح و جسمتان لازم است در ذهنتان نگاه داشته و از شربقیه(نه به خاطر دیگران بلکه به خاطر وجود خودتان)نجات می یابید.معنای واقعی بخشش نیز همین است.وقتی شما به افکاری که باعث آزردگی خاطرتان می شوند اجازه دخول ندهید به طور خودکار راه را برای بخشش باز کرده اید.به عبارتی دیگر هنگامی که آگاهانه متوجه شدید چه افکار احساساتی منفی و آزاردهنده هستند و دیگر به آنها اهمیتی ندادید،قلب و روحتان باز شده و افکار و نیات مثبت را جذب می کند و به زودی انعکاس آن را در زندگیتان می بینید.دراین صورت عشق و محبت در وجودتان ریشه می دهد و روز به روز شکوفاتر می شود.
بهتر است بدانید تمام وقایع(چه تلخ و چه شیرین)در زندگی شما مانند درسی هستند که باید با نهایت دقت به آنها توجه کنید و از آنها بهره لازم را ببرید.سعی کنید دراین مدرسه زندگی بهترین شاگرد باشید و از نتایج ارزشمند آن استفاده کنید.دراین صورت هنگامی که متوجه شدید"بخشایش شما را الهی کرده و به خداوند نزدیک تر می کند،گام بعدی را برمی دارید و هرچه سریع تر به اصلاح و پاکسازی درونتان می پردازید.ازطرف دیگر با این کار به سلامت جسمانی نیزدست می یابید."بخشش"کلیدی است برای دستیابی به سلامت جسمانی و شادابی،دراین جا شاید سوال کنید چگونه؟برای پاسخ به این سوال به موارد زیر دقت کنید:
-درهای سلامتی را با کلید "بخشش"باز کنید.
اغلب ما دارای احساسات منفی از قبیل خشم،نفرت،انزجار،بغض و کینه هستیم.این احساسات مانند قفل هایی هستند که درون ما را بسته نگاه داشته اند و قدرت شکوفایی را از ما می گیرند.وقتی این خصوصیات منفی در ما افزایش می یابد،از شدت ناراحتی حالت انفجار به ما دست می هد.سرطان،ناراحتی های معده، خستگی های مزمن و...همگی از علایم همین احساسات منفی است.بنابراین کلید اصلی برای غلبه بر بیماری ها "بخشیدن"دیگران و یا حتی خود است.شما این کار را برای کسی یا چیزی انجام نمی دهید.منفعت و سود آن تنها متوجه خود شما خواهد بود.
-مفهوم "بخشش"را با تمام وجود دریابید و آن را در زندگی به کار ببرید.
هرگز تصورنکنید به محض اینکه خودتان را از شرافکار بد رها کردید و فردی را بخشیدید درست درهمان لحظه درهای شفا به روی شما باز می شود.شما باید این کار را همواره تکرار کنید.درتمام لحظات زندگیتان مفهوم بخشیدن و رها کردن را با همه وجود دریابید.اگر یک بار بخشیدید و دری بر روی شما بازشد فکرنکنید این در همواره به رویتان باز می ماند.خیر،برای آن باید زحمت بکشید و خودتان را از افکار و نیات بد دورکنید تا با جذب افکار مثبت و الهی بتوانید در زندگیتان به پیشرفت هایی دست یابید.خانم71 ساله ای که به بیماری سرطان مبتلا بود بعد ازاینکه متوجه شد برای بهبود بیماری اش باید دیگران را ببخشید شروع به بخشش و رها کردن افکار بد کرد و به تدریج بیماری اش بهبود یافت.
-با بخشش به سلامتی و شادابی دست یابید.
با کلید"بخشیدن"می توانید به سلامتی و شادابی دست یابید.خودتان را از شر تمام افکاربد نجات دهید.اگر خودتان را دوست دارید به آنها توجه نکنید.هرچقدر هم آزرده باشید تمرین کنید و با"بخشایش"به آرامش،تندرستی و شادابی برسید.
بنابراین با"بخشیدن"می توانید هم به سلامت جسمانی و هم به سلامت روحانی دست یابید.هرچه زودتر دست به کار شوید و نتایج شگفت انگیزی را در زندگیتان شاهد باشید.
منبع:مجله موفقیت (ش166)

آسمان ::: سه شنبه 7/7/88::: ساعت 11:13 عصر
نگاری بر دل: نگاشته
در این سیاهی و تاریکی دستم ز نوشتن گریزان شده است
bazkhan.blogspot.com


آسمان ::: یکشنبه 5/7/88::: ساعت 1:31 صبح
نگاری بر دل: نگاشته
به کجا چنین شتابان ؟ دکتر شفیعی کدکنی
گون از نسیم پرسید
دل من گرفته زینجا
هوس سفر نداری
ز غبار این بیابان ؟
همه آرزویم اما چه کنم که بسته پایم
به کجا چنین شتابان ؟
به هر آن کجا که باشد به جز این سرا سرایم
سفرت به خیر !‌ اما تو دوستی خدا را
چو ازین کویر وحشت به سلامتی گذشتی
به شکوفه ها به باران
برسان سلام ما را

 

آری دکتر محمد رضا کدکنی هم رفتنی شد؛ یعنی هجرت را به ماندن و ایستادن ترجیح داد... احتمالا برایش بسیار سخت بود دیدن آنچه بر سر مردمش آوردند و تاب ایستادن در برابر طوفان خشم و کینه را نداشت. باید می‏رفت... آنجا قدر انسان را به اندازه‏تر می‏دانند آنجا شان آدمی را انسانی‏تر می‏خوانند. دیگران هم خواهند رفت و چون گذشته‏گان. چندی است بازار هجرت داغ است و وطن داغدار و لاله‏گون.

آسمان ::: سه شنبه 10/6/88::: ساعت 11:25 عصر
نگاری بر دل: نگاشته
چندی است با عکس‌ها حرف می‌زنم؛ اشتباه گفتم ببخشید چندی است عکس‌ها با من حرف می‌زنند.
http://bazkhan.blogspot.com
تولدی دیگر


آسمان ::: دوشنبه 9/6/88::: ساعت 5:34 عصر
نگاری بر دل: نگاشته
برای التیام دردهایم روزه خواهم گرفت، گاندی می‌خوانم، قرآن را نگاه خواهم کرد و به آفریدگار پناه می‌برم...
به عقیده‌ی من، عدم خشونت بی‌نهایت پر ارزش‌تر از خشونت است. بخشش به مراتب بیشتر از انتقام، نمایانگر قدرت است.
اگر قرار باشد، بین بزدلی و خشونت، یکی را برگزینم؛ خشونت را ترجیح می‌دهم.
عدم خشونت یعنی عشقی بی‌حد و حصر که به نوبه‌ی خود به معنای توانایی تحمل رنجی بی‌اندازه است. جز یک زن-مادر تمام انسان‌ها-، چه کسی نماد کامل این توانایی است؟
درست مانند اسلحه که نماد خشونت است، چرخ هم نماد عدم خشونت است. طوری که با دیدن آن بلافاصله آرامش را به خاطر می‌آوریم. اما اگر در جهت روح معنوی آن حرکت نکنیم، نشانگر آرامش نخواهد بود.
ایجاد عدم خشونت و آرامش ناب و پاک، محال است.
خشونت، پی‌آمد نابربری و عدم خشونت نتیجه‌ی مساوات است.
ما فقط به وسیله‌ی عشق و نه با تنفر است که می‌توانیم عقیده‌ی مخالفان خود را تغییر دهیم. تنفر وحشیانه‌ترین شکل خشونت است. خشونت به شخصی که تنفر دارد آسیب می‌رساند نه فرد مورد تنفر.

آسمان ::: پنج شنبه 29/5/88::: ساعت 10:25 صبح
نگاری بر دل: نگاشته

این نوشته تقدیم می‌گردد به خانواده اعرابی و همه‌ی آسیب‌دیدگان و ملت شریف و آزاده‌ام


امروز خوانی دیگر بود، این‌بار سهراب نه به‌دست رستم بلکه به‌دست دیو سیاه غرق در خون خویش گشت. و دیو خون‌آشام باور نداشت که هنوز رستم زنده است؛ و باور نداشت جاری شدن باور آزادی را...
ازین نام‌داران و گردن‌کشان – کسی هم برد سوی رستم نشان
که سهراب کشتست و افکنده خوار – تو را خواست کردن همی خواستار
آری امروز خوانی دیگر بود... سهراب در سکوت و سکون اما رستم‌ها روان، جاری، آرام. روان می‌آیند، جاری می‌شوند، آرام می‌گریند... اما چه زود این رود آزاد، خروشان خواهد شد؛ این رودِ روانِ جاریِ آرام... می‌شوید، در خود حل می‌کند، به دور دست‌ها خواهد برد هر آنچه رنگ سیاهی دارد و بوی پلیدی دهد...
و فردا خوانی دیگر است...


موطن تو اکنون این خاک زمینی نیست، اکنون تو در قلب تمام آزادی خواهان لانه داری و آنجا زنده و جاودانه خواهی زیست. و چه سرنوشت زیبایی...
یک چشم منتظرْ آمدنت را؛ یک چشم گریانِ رفتنت ز پیش ما
یک دست به زنجیر بسته بودنش را؛ یک دست به دست تو بسته‌ایم ما
یک پا، شکسته بینی را؛ یک پای در راه تو داده‌ایم ما
یک سر و جان و روح را؛ فدای این خاکِ پاک کرده‌‌ایم ما


آسمان ::: پنج شنبه 15/5/88::: ساعت 4:5 صبح
نگاری بر دل: نگاشته

اگر فریاد ندا را در گلو خشکاندند ما هزاران بار فریاد ندا سر داده ایم


همیشه در ذهن و روح ما زنده خواهی بود و زندگی خواهی کرد


آسمان ::: سه شنبه 13/5/88::: ساعت 9:46 عصر
نگاری بر دل: نگاشته

چهل روز گذشت، چهل سال هم اگر بگذرد ما راه‏تان را ادامه خواهیم داد؛ چون گذشتگان که جان و مال و روح خویش را برای نجات میهن‏شان فدا کرده‏اند. ما و شما نیز به آن روح‏های بزرگ پیوند خواهیم خورد و جاودانه زنده و زندگی خواهیم کرد...
درود بر حسین نماد آزادگی
درود بر مصدق استاد آزادگی
درود بر شهدای انقلاب معلمان ما
درود بر حماسه‏سازان خرداد 88 آشکار کنندگان پلیدی
درود بر حماسه‏سازان تیر 88 مقاومان نهضت حسینی
درود بر حماسه‏سازان مرداد برچیدگان بساط ظلمت و سیاهی


ایران منتظر حماسه‏ای دیگر است، حماسه‏ای برای آزادی، آبادی، صلح و ایثار و برادری... منتظر همه‏ی ایرانیانیم


آسمان ::: پنج شنبه 8/5/88::: ساعت 2:15 عصر
نگاری بر دل: نگاشته

هیچ چیز مهیب تر از زخمی کردن غرور یک قوم نیست. سرمایه اعتمادشان را ستاندن و آب دهان برویشان افکندن، پلیدی وبی شرمی ازین بیشتر نمی شود. آدمیان دزدی ودغلی را تحمل می کنند اما اهانت مکرر به عزت وکرامت شان را هرگز. اینک روح مجروح و غرور رنجور ایرانیان به جوش آمده است و تا ننگ آن خیانت زدوده نشود و تا غاصبان به دست عدالت سپرده نشوند التهاب شان فرو نمی نشیند.
عبدالکریم سروش


آسمان ::: شنبه 3/5/88::: ساعت 1:32 صبح
نگاری بر دل: نگاشته
   1   2      >